پژوهش حاضر در صدد ارائه چارچوب علّی موانع پذیرش صنعت 5.0 در زنجیرهتأمین صنعت کاشی و سرامیک یزد میباشد. این پژوهش از نظر هدف جزو پژوهشهای کاربردی ـ توسعهای محسوب میشود. در بخش کیفی پژوهش برای شناسایی و دستهبندی موانع از روش مرور نظاممند و در بخش کمّی برای ارائه الگوی روابط علی و معلولی بین موانع و اولویتبندی آنها از روش IT2F-DEMATEL استفاده شده است. یافتههای بخش کیفی شامل شناسایی 19 مانع در 5 بُعد بود. در بخش کمّی، یافتهها نشان داد که موانع «پیوند میان واقعیت مجازی و واقعیت فیزیکی»، «کمبود زیرساختهای فنی و دیجیتال هوشمند در سازمان»، «مسائل سفارشیسازی (شخصیسازی)» و «چالشهای رقابتپذیری پایدار (پایداری اقتصادی در بازار)» به ترتیب تاثیرگذارترین (علّت) موانع و موانع «کمبود زیرساختهای فنی و دیجیتال هوشمند در سازمان»، «فقدان ابتکارات سبز (زیستمحیطی)»، «پیوند میان واقعیت مجازی و واقعیت فیزیکی» و «کمبود نیروی کار ماهر و متخصص» به ترتیب تاثیرپذیرترین (معلول) موانع در پذیرش صنعت 5.0 در زنجیره تأمین در صنعت کاشی و سرامیک یزد محسوب میشوند.